زردشت پیامبر ایران باستان است. پیامبری که سخنش و آیینش بدون اغراق تاثیر عظیمی بر فرهنگ ایرانی و در سطهی وسیعتر بر فرهنگ جهانی باقی گذاشت. برای پرداختن به ابعاد شخصیتی حضرت زردشت و ماهیت آیین او و از همه مهمتر اصلاحات فرهنگی و اجتماعی انجام گرفته توسط ایشان بهتر است ابتدا به طور اجمالی به وضعیت فرهنگی و اجتماعی و عقاید مذهبی ایران پیش از زردشت بپردازیم. سرپرسی سایکس در کتاب تاریخ ایران مینویسد: (( اولین اطلاعی که ما بر احوال آریایی ها داریم بر ما ظاهر میسازد که آنها در مرحله پرستش طبیعت پاک و خالص بوده اند. آسمان شفاف؛ نور و آتش و باد و باران که اسباب حیات میشوند معبود ایشان بوده و خشکی و ظلمت را شیاطین ملعون میپنداشتند... )) بدین ترتیب مشخص میشود که قوم ایرانی پیش از زردشت به طور کلی مواهب مادی طبیعی را که در زندگی روزمره آنها نقش چشمگیری داشته به عنوان خدایان خود ستایش میکردند و از آنها در مقابل دیگر عوامل طبیعی که در زندگی ایشان خلل و مشکل ایجاد میکردند طلب کمکزردشت پیامبر ایران باستان است. پیامبری که سخنش و آیینش بدون اغراق تاثیر عظیمی بر مینمودند. گوشه ای از این اعتقادات و آیینهای مربوط به آن در (( ریگ ودا )) کتاب مقدس هندوان که برادران دیرین قوم ایرانی محسوب میشوند موجود میباشد. در چنین وضعیت اجتماعی و فرهنگی زردشت ظهور کرد. زردشت به احتمال قریب به یقین در تاریخی حد فاصل ۵۵۱ تا ۶۲۸ پیش از میلاد مسیح میزیسته است. البته این موضوع همچنان محل تحقیق است. ولی آنچه مسلم است سایر حدس و گمانها ؛تاریخی قدیمی تر از تاریخ ذکر شده را در بر دارد. در مورد مکان تولد او نیز نظریات گوناگونی وجود دارد.((آذربایجان)) در غرب ایران؛ ((ری)) در جنوب تهران از جمله این دیدگاهها میباشد. زردشت اولین و مهمترین پیروزی خود را در سن ۴۰ سالگی بدست آورد این پیروزی در شرق ایران ((خوارزم)) حادث شد و (( ویشتاسب )) پادشاه خوارزم زردشتی شد و کمک شایانی در امر تبلیغ آیین انجام داد. خراسان امروزی؛ ترکمنستان و غرب افغانستان حوزه فعالیت تبلیغاتی زردشت شد.پس از ویشتاسب آن هنگام که (( کورش کبیر )) پادشاهی هخامنشی را بنیان نهاد؛ بدلیل دخالت روحانیون سنتی{ مغها} دین دچار تحریفاتی شد که در جای خود به آن میپردازیم. با ظهور زردشت و گسترش آیین و تعالیم مترقی او ایرانیان دست از چند گانه پرستی کشیدند و به یکتاپرستی روی آوردند. (( گاثاها )) که سروده زردشت و مهمترین و قدیمی ترین بخش (( اوستا )) کتاب مقدس زردشتیان است ؛ در حقیقت نخستین کتابی است که چندین هزار سال پیش بشر را به شاهراه توحید رهنمون میشود. این کتاب آشکارا با گروه پروردگاران آریایی به مخالفت پرداخته وپرستش آفریدگار یکتایی به نام (( اهورا مزدا )) یا (( سرور دانا )) را در میان مردم ایران زمین استوار ساخت. در مورد دین و اعتقاد پادشاهان ایران باستان لازم به ذکر است که : کورش کبیر هخامنشی بیش از ۲۵۰۰ سال پیش از اهورا مزدا خدای زردشت یاد میکند؛ داریوش کبیر هخامنشی حداقل آموزه های اصلی دین زردشت را پذیرفته و خشایارشا به طور رسمی از زردشتی گری هواداری کرده است. اردشیر اول هخامنشی ( ۴۶۵ تا ۴۲۵ پیش از میلاد مسیح ) تقویم زردشتی را معمول ساخت و تا سال ۳۳۰ پیش از میلاد که اسکندر مقدونی با حمله به ایران امپراطوری هخامنشی را سرنگون ساخت؛ دین زردشتی دین رسمی امپراطوری هخامنشی بوده است. پس از اسکندر و جانشینان سلوکی او ؛ اشکانیان به قدرت رسیدند. برخواستند؛ این کهنه سواران پارتی با وجود این که ایران نژاد بودند ؛ در امر دین تساهل کردند و به مقوله زردشتی گری آنچنان که باید و شاید نپرداختند. پس از اشکانیان ؛ ساسانیان به قدرت رسیدند .این قوم ایرانی از پارس (فارس) به شدت ملی گرا بوده و پادشاهان هخامنشی را جد خود نامیدند. به حمایت از دین زردشت پرداختند. دین زردشت برای ۴ قرن دین رسمی امپراطوری ایران شد و سراسر ایران و حتی فراتر از آن را به شدت تحت تاثیر قرار داد. دینی که با وجود تاخت و تاز وسیع اسکندر به آن؛ مهجوریتی ۵۰۰ ساله در زمان اشکانیان؛ تحریفهای بسیار و دیگر آسیب و گزندهای روزگار در تمام جنبه ها قابل رقابت با مسیحیت نوظهور و آیین مانوی بود. اما سرانجام بوجود آمدن دین حکومت و دخالتهای آشکار روحانیون ( مغها) ذر امور کشوری فساد و تباهی امپراطوری ساسانی و به دنبال آن زردشتی گری وسیع ساسانی را مسجل ساخت. در بخش بعد به حمله اعراب و دلایل اضمحلال زردشتی گری در مقابل اسلام می پردازیم. درود و بدرود
آیین زردشت به تمام معنی دین اختیار است. گزینش میان ((راستی)) و (( دروغ )) دیر یا زود سراغ هر کسی میاید .در تمام مراحل زندگی انتخاب میان راستی و دروغ وجود دارد. این دو اصل رقیب؛ در تمامی سطوح وجود دارند . در مقابل اندیشه نیک (( وهومن )) ؛ اندیشه پلید (( اکومن )) قرار دارد. در مقابل مینوی مقدس (( سپند مینو )) ؛ مینوی پلید (( انگره مینو ـ گناک مینو )) قرار دارد. همچنان که در مقابل فروتنی ؛ غرور قرار میگیرد. بدین ترتیب در هر سطح و درجه ای گزینش و انتخابی لازم است. چنانچه اهورا مزدا نیز خود ناچار از گزینش و انتخاب است. در پایین ترین سطح نیز گاو این اختیار و آزادی را دارد تا از میان چوپان خوب وبد یکی را بر گزیند. اختیار موهبتی آسمانیست که از همان آغاز هستی به رایگان در اختیار مخلوقات قرار گرفته است. (( تو ای اهورا مزدا در روز نخست توسط اندیشه ات برای ما آفریدی گیتی های مادی را؛ خرد و وجدان را؛ زیرا تو مستقر ساختی زندگانی جسمانی را؛ کردارها و آموزه ها را تا از این رهگذر انسانها با آزادی اراده انتخاب کنند.)) اگرچه (بدی) در آیین زردشت واقعیتی جدی است؛ ولی این واقعیت در عین حال غیر قابل اجتناب و درمان ناپذیر نیست. بهمین جهت در این کیش مفهوم گناه با سایر ادیان اختلاف بسیار دارد. طبق اصول مسیحی گناه عبارت از نیروی شریست که در نهاد انسان وجود داشته و پیوسته وی را به گمراهی میکشد. ولی در آیین زردشت اراده انسان از اجرای گناه نیرومندتر بوده و انسان میتواند به دلخواه خود و با ((اختیار)) خود از گناه بپرهیزد یا به آن تسلیم گردد. پس خوشبختی و بدبختی تنها و تنها به عمل هر فرد بستگی دارد. در این جهان هر فردی آزاد و مختار است که از نیکی ( راستی ) و بدی ( دروغ ) یکی را برگزیند. اگر راستی را برگزیند انتخابی در راستای آفرینش پاک خود و پاکی آفریدگار خود کرده است. و اگر دروغ (بدی) را انتخاب کند عمل و رفتاری بر خلاف طبیعت؛ آفرینش و سرشت پاک خود انجام داده است؛ زیرا پدر او اهورا مزدا عین راستیست و به همین دلایل انتخاب بدی محکوم به شکست و انحطاط روحی شخص انتخابگر است. در ((گاثاها )) که قدیمیترین بخش اوستا و سروده های شخص زردشت است؛ بر اختیار آدمی به شدت تاکید شده است. اختیاری که آفریده مستقیم پروردگار و طرح آگاهانه او از برای نوع بشر است. گزینشی که در نهایت باید انجام پذیرد؛ گزینش میان راستی و دروغ است. (( برای انتخاب ما اشه(راستی) برای سود ما هدیه شده است و اما دروغ برای تباهی و شکست معلم باطل هدیه شده است. ))